افشاگری نویسنده مشهور تئاتر و سینما در پشت صحنه بیانیه کارگردانان ایرانی

12332 خبر اولیه

به گزارش تحریریه، پس از بیانیه کارگردانان ایرانی در اعتراض به خشونت و آزار و اذیت و استفاده از زور علیه زنان در فضای سینما، بسیاری از اهالی سینما از خود پرسیدند که چرا این زنان کارگردان اکنون در پشت صحنه سینمای ایران اعتراض می کنند؟ چرا 10 سال پیش که مرحوم سلاشور به جای حمایت از وی و اعتراض جدی به وضعیت اسفناک اخلاقی سینمای ایران از فساد در سینمای ایران صحبت می کرد، چرا برخی سکوت کردند و حتی در مقابل مرحوم سلاشور موضع قاطعانه ای اتخاذ کردند؟

به نظر می رسد یکی از نویسندگان مشهور تئاتر و سینما به این سوال پاسخ داده است.

ناب یطریبی نویسنده و منتقد تئاتر و سینما در صفحه اینستاگرام خود نسبت به اظهارات کارگردانان ایرانی واکنش بسیار تندی نشان داد و در صفحه خود با عنوان «تا آخر عشق با من برقص» نوشت:

«یک مشت دروغگوی فرصت طلب ترسو؛ حالا چطور جرات داری
اما بعد به من گفتی: ساکت شو!
و آن مرحوم سینما گفت:
من صحبت می کنم؛ من خودم تو را ساکت خواهم کرد!
حرف می زنم و بازی می کنم.
پانزده سال وحشت، وحشت و استرس؛ من زندگی کردم.
و صیغه شدی!
تو یک روز و یک ساعت عاشقی!
شما جایزه فجر را دریافت کردید
از شما به عنوان بانوی شایسته و باوقار و محجبه سینما یاد کردند!
روح و جسمت را فروختی و مرا دیوانه و ثروتمند کردی!
من پانزده سال در وحشت زندگی کردم.
با OKD حاد.
من فرزندم را بزرگ کردم،
و روانپزشکان همکار من با مواد مخدر و حرف زدن. آنها به من کمک کردند فراموش کنم و به زندگی برگردم.
اما چه زندگی؟
همه چيز؛ همه چیز را می دانند

  جزئیات قیمت چند صد میلیون تومانی دو خودروی چینی گروه بهمن!

آیا اکنون بیانیه ای می دهید و رهبر جنبش ضد خشونت می شوید؟

تو که بالاتر از همه؛
بایکوتم کردی و تهدیدم کردی خانم ها!

به کت و شلوارت گفت:

خفه شو!
در هر صنفی یافت می شود.
و برای ما اتفاق افتاد،
ما چیزی نگفتیم و بزرگ شدیم.

خفه نشدم!

نوشتم
رمان
بازی
اسکریپت
من مصاحبه کردم؛

و تو مرا نابود کردی!

همه جا آثار آن وحشت دیده می شد.

فکر میکنی یادم رفت چی گفتی؟
من هرگز من هیچ چیز را فراموش نمی کنم

حتی رنگ قرمز لباس شما این روز را بدبخت می کند!

آیا پانزده سال پیش به من نگفتی:

خفه شو!
در هر شغلی ملاقات می کند.

ورق بازی ممنوع!
او متصل است.
قدرت وجود دارد
تو نه!

با هم گفتم مصاحبه کردم و جواب دادم

به یکی از این مادران که همیشه صیغه خانواده از هم پاشیده سینماست خدا او را ببخشد.

بعدی؛ در بالای بی ایمانی؛ من ممنوع الکار شدم!

و تو فیلم را ساختی. شما یک فیلم منتشر کردید.
جایزه فجر را گرفتی!

از شما به عنوان بانوی شایسته و مقاوم سینما یاد شده است
در حالی که صیغه بود!

فاحشگی؛ فروشگاه دوش؛ و تحریم زن تنها و مظلوم به دلیل بی فرزندی و آینده او. مجبور بود ساکت بماند و وحشت کند!

من یک بار مردم.
مرده ها دیگر از هیچ چیز نمی ترسند!

فراموش نکن!

پانزده سال وحشت، وحشت; من ممنوع الکار بودم و تحت فشار مالی و روحی زندگی می کردم.

من با یک بدن با همه کسانی که مرتبط بودند جنگیدم.
بی ادب است!
اما جسم و روحم را نفروختم!

  آیا ترس دولت قیمت دلار را فضا می کند؟

من از ناموسم دفاع کردم.

خداوند شما را بیامرزد.

با این سکوت عمدی شما!

مشارکت یا انکار ظلم؛ این خود ظلم است.
میدونی؛ همه شرکا در جنایت.

بیانیه خشونت علیه زنان در سینما

من می خندم
فقط باید بخندی!

تاریخ به شما رحم خواهد کرد».

پایان /

دیدگاهتان را بنویسید