برنامه ریزی برای نابودی آسیای مرکزی

گروه بین الملل رجانیوز: جنگ روسیه در اوکراین این روزها وارد هشتمین ماه خود شده و همچنان یکی از مهم ترین موضوعات جهان است که مورد توجه بسیاری از رسانه های مختلف قرار می گیرد و هر روز اخباری از توسعه این جنگ منتشر می شود.

من گزارش میدم رجانیوز; اکنون پس از گذشت 8 ماه و عدم اطمینان از موفقیت هر یک از دو طرف درگیر در این جنگ، تحلیلگران و کارشناسان سیاسی در سراسر جهان سناریوهای مختلفی را برای پایان جنگ پیشنهاد می کنند که قابل تامل و قابل تامل است.

از مهمترین سناریوهای مرتبط با سرنوشت این جنگ می توان به تشدید تحریم ها برای خروج مسکو از اوکراین، امیدواری غرب به ایجاد تغییرات داخلی در روسیه، شکست اوکراین و ترس اروپا از پیامدهای آن و در نهایت کشورهای متوسل اشاره کرد. استفاده از سلاح هسته ای باید نهایی شود و سرنوشت آن مشخص شود.

از میان سناریوهای مختلف می توان گفت که با توجه به ورود همه جانبه کشورهای غربی به ویژه آمریکا در روزهای اخیر برای حمایت از اوکراین و ارسال انواع سلاح ها و تجهیزات لازم که این روزها رقم اعلام شده و رسمی اعلام شده است. به بیش از 17 میلیارد دلار رسیده است.امید غرب برای تقویت اوکراین و زمینه سازی برای شکست روسیه و ایجاد تحول در این کشور آشکارتر است.

169939020 خبر اولیه

بر این اساس، غرب با این نظر که تصمیم پوتین برای بسیج نیروهای ذخیره و ناآرامی های داخلی روسیه نشان دهنده تأثیر اقدامات وی علیه روسیه از جمله اعمال تحریم های مختلف و حمایت نظامی از اوکراین است، پیش بینی می کند که با توجه به تمدید به مرور زمان درگیری ها برای اتخاذ تدابیری برای حمایت از ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین ضروری است و نیازهای مادی این کشور باید بیش از پیش تامین شود تا کیف بتواند بر مزیت عددی روسیه در تجهیزات و نیروی انسانی فائق آید.

169939022 خبر اولیه

در همین راستا اتاق فکر کارنگی حتی از لزوم کمک غرب و اتحادیه اروپا به ارمنستان، قزاقستان یا تاجیکستان صحبت می کند تا فرصتی برای خروج از مدار روسیه و جدا شدن از کرملین پیدا کنند. راه، زمینه شکست و نابودی پوتین را فراهم می کند

اگرچه جنگ روسیه و اوکراین شبیه جنگ دو کشور به نظر می رسد، اما در واقع تاثیر آن منطقه ای و فرامنطقه ای است، یعنی سرنوشت اوکراین در این بازی جنگی بین غرب و روسیه ممکن است سرنوشت کشورهای آسیای مرکزی باشد. و قفقاز و حتی اروپا، بسته به طرف برنده میدان، نیز مشرق را نشان می دهند.

اوکراین، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جمهوری‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی هستند که در سال 1370 از سرزمین خود جدا شدند.

برای درک اهمیت اوکراین برای روسیه و درک رابطه اوکراین و آسیای مرکزی، لازم است رابطه این دو با روسیه تعریف شود.

باید در نظر داشت که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سال های حکومت خود همواره بر وحدت ملت، فرهنگ و تاریخ روسیه و اوکراین تاکید داشته و صراحتاً خواستار این وحدت بوده است.

به گفته کارشناسان، روسیه همچنان همان نگرش اتحاد جماهیر شوروی (سابق) را نسبت به اوکراین دارد. روسیه و اتحاد جماهیر شوروی نه تنها در مورد اوکراین، مانند کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، نوعی وحدت نظر داشتند و دارند، بلکه اکثریت قریب به اتفاق جمعیت روسیه نیز از احیای شکوه و عظمت استقبال می کنند. اتحاد جماهیر شوروی سابق

  کدام خودروهای خارجی به ایران می روند؟

یعنی اگرچه آسیای مرکزی و شاید قفقاز در حال حاضر به عنوان جزیره ثبات پذیرفته شده است، اما بیماری جنگ در منطقه ممکن است مسری باشد و بسته به عملکرد غربی ها به کشورهای دیگر در این جزیره امن سرایت کند. و اقدامات بعدی قدرت های منطقه از پیروزی یا شکست احتمالی روسیه در این جنگ چیست؟

به یاد داشته باشید که از نظر تاریخی اوکراین نیز خاستگاه روس ها است، یعنی از اواخر قرن دهم پایتخت روس ها شهر کیف پایتخت کنونی اوکراین بود و «ولادیمیر کبیر» در آنجا سلطنت می کرد. در واقع، زمانی که مسکو هنوز تأسیس نشده بود، کیف پایتخت روس ها بود.

در مورد نژاد اوکراینی ها و روس ها باید گفت که این تعبیر مکرر «اصالت روسی» که به عنوان جدایی قومی بیان می شود، بیان دقیقی نیست. زیرا خود روس ها از نژاد اسلاو هستند که به سه گروه تقسیم می شوند: اسلاوهای غربی (لهستان، جمهوری چک، اسلواکی)، اسلاوهای جنوبی (صرب، کرواسی، بلغار، مقدونی، مونته نگرو، بوسنیایی، اسلوونیایی) و اسلاوهای شرقی (شامل مردم روسیه، اوکراین) و بلاروس) تقسیم شده اند.

یعنی روس‌ها و اوکراینی‌ها اگرچه امروزه دو مقوله سیاسی مجزا هستند، اما از قرن دهم دین یکسانی داشتند (مسیحیت ارتدوکس) و به یک زبان صحبت می‌کردند (زبان محلی و بومی آنها به هم نزدیک است) فرهنگ مشترکی داشت..

حتی بررسی تحولات دوران مدرن به ویژه انقلاب اکتبر و اندیشه حاکم بر آن نیز نشان می دهد که اوکراین جدید مستقیماً توسط لنین و اندیشه لنینیستی و رهبران شوروی و متفکران انقلاب اکتبر و بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان شوروی سابق ساخته شده است. و متفکران کنونی انقلاب و سپس اهل اوکراین هستند.

یعنی روسیه و اوکراین در تاریخ چند قرن اخیر هرگز جدا و مستقل از یکدیگر نبوده اند. روس ها نسبت به اوکراین حسادت و تعصب دارند. یعنی ماجرای اوکراین و احتمال پیوستن کامل یا جزئی به آن چیز جدیدی نیست و موضوع وابستگی کشورهای آسیای میانه به روسیه نیز تازگی ندارد، به خصوص که آنها در زمینه فرهنگی و فرهنگی از سرزمین خود جدا شده اند. حوزه تمدنی ایران

در عین حال باید در نظر داشت که آسیای مرکزی منطقه ای است شامل 5 جمهوری سابق قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان از اتحاد جماهیر شوروی که بنا به دلایلی استقلال یافتند، اما قابل مشاهده است. که پس از 31 سال استقلال همچنان بازی است و کمربند حفاظتی روسیه محسوب می شود.

به همین دلیل است که درگیری روسیه در اوکراین باعث شد آمریکا با توطئه ای جدید به همکاری همه جانبه با کشورهای آسیای مرکزی روی آورد و با ایجاد بحران سعی در خارج کردن آنها از کنترل مسکو و در صورت امکان آنها را به عضویت درآورد. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، موضوعی که مانند پیوستن اوکراین به ناتو، همواره منبع درگیری بین شرق (روسیه و چین) و غرب بوده است.

  اقدامات متقابل موثر علیه قطعنامه آژانس/ تشکر از عمان برای لغو تحریم های ناعادلانه علیه ایران/ تاکید بر توقف جنگ در یمن و رفع کامل محاصره بشردوستانه

«ژنرال مایکل اریک کوریلا» فرمانده ارتش آمریکا در خاورمیانه، آسیای مرکزی و شمال آفریقا (سنتکام) بارها ظاهراً به بهانه مذاکره با مقامات کشورهای آسیای مرکزی برای حل مشکلات امنیتی پیرامون افغانستان و موضوع تروریسم که سازندگان آن هستند.این منطقه مورد بازدید قرار گرفته است اما برداشت ها نشان دهنده اهداف پنهان و پشت پرده این بازدیدهاست.

حال سوال اینجاست که چرا فرمانده سنتکام که در زمان باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا فرمانده نیروهای ویژه مشترک بود در عملیات ضد تروریستی در عراق و افغانستان حضور فعال داشت و کشورش یکی از حامیان اصلی گروه های تروریستی مانند داعش، این روزها جنگ اوکراین به آسیای میانه سفر می کند و در مورد مبارزه با این گروه تروریستی صحبت می کند. باید دید در پس اقدامات اخیر ارتش آمریکا در منطقه که آسیای مرکزی بار دیگر در کانون توجه آنها قرار گرفته، چه برنامه و هدف پنهانی نهفته است.

نکته قابل توجه این است که سلسله جنایات و خیانت های آمریکا علیه یکی از کشورهای آسیای مرکزی یعنی افغانستان و مردم آن پایانی ندارد و این بار این قدرت فرامنطقه ای می خواهد از هر فرصتی برای حمله به دیگر کشورهای آسیای میانه استفاده کند. بر اساس آمارها دومین منبع پس از خاورمیانه است و به عنوان یک منبع استراتژیک جهانی در نظر گرفته می شود که درگیر سیاست های بحث برانگیز واشنگتن است، اگرچه از سال 1990 تا 2010 از همه امکانات و ترفندهای خود برای دامن زدن به درگیری های داخلی روسیه نیز استفاده کرد.

از یک سو، دخالت فزاینده بازیگران خارجی در آسیای مرکزی را می توان «بازی بزرگ جدید» نامید. بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی، بین چین، روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه، هند و پاکستان و حتی رژیم صهیونیستی بیشتر حول محور انرژی به ویژه صادرات گاز از این منطقه می چرخد.

از سوی دیگر، پس از دو دهه اشغال افغانستان در دهه 1400، ایالات متحده به طور ناگهانی این کشور را ترک کرد و با خروج نیروهای آمریکایی، طالبان توانست بر تمام افغانستان مسلط شود، اقدامی که حضور غرب را تقویت کرد. تروریست ها در منطقه

کارشناسان معتقدند گروه های سلفی و وهابی فعال در قفقاز شمالی، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی مورد حمایت عربستان سعودی و ترکیه هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافع آمریکا را بر اساس سیاست این کشور تامین می کنند و به روسیه حمله می کنند.

اخیراً خبرگزاری رسمی باختر افغانستان گزارش داده است که آمریکا حتی سعی دارد از هزاران سرباز سابق افغان در جنگ اوکراین علیه روسیه استفاده کند.

حتی بسیاری از کارشناسان بر این باورند که داعش پروژه جهانی آمریکا برای حمله به نفوذ روسیه و چین در آسیای مرکزی است و با سیاست های جدید در منطقه، واشنگتن در تلاش است تا با کاشت تفرقه و نفرت بین افغانستان و کشورهای همسایه، جنگ جدیدی را آماده کند. .. و در واقع به او این فرصت داده شد که با هر نام و نشانی در حیاط خلوت روسیه و چین غربی و اطراف ایران تروریسم را گسترش دهد.

  الزامات بازسازی فرهنگی و رسانه ای جبهه انقلاب / آیا نقش مخرب "اصحاب بلوغ" و "سنگهای پرواز امنیت" کنترل می شود؟

دو سال پیش، مک کنزی، فرمانده سابق سنتکام، در سفر خود به تاجیکستان، با امام علی رحمان، رئیس جمهور آن کشور دیدار و در مورد طرح مخفی پنتاگون برای همکاری با تاجیکستان گفتگو کرد.

169939023 خبر اولیه

بخش اصلی این طرح شامل «تحویل پایگاه نظامی به پنتاگون در شمال تاجیکستان»، «مبارزه با حضور نظامی چین و روسیه در تاجیکستان» و «مبارزه با فعالیت گروه‌های تروریستی در آسیای مرکزی» است.

پس از اقدامات اخیر آمریکا در شمال افغانستان، چین و روسیه از افزایش فعالیت آمریکا در این منطقه ابراز نگرانی کرده و معتقدند حضور پایگاه آمریکایی در منطقه علیه آنها مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

پکن همچنین معتقد است که ایالات متحده می خواهد وضعیت سین کیانگ را بی ثبات کند و مسکو مشکوک است که ایالات متحده به کاشت بذر بی ثباتی در اطراف مرزهای روسیه ادامه دهد.

ناگفته نماند که هدف ایالات متحده از افزایش حضور خود در منطقه تنها مربوط به روسیه یا چین نیست، زیرا همانطور که فرمانده سنتکام پیشتر در سفر خود به عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی و اردن گفته بود. اولویت سیاست خارجی آمریکا حول محورهایی مانند روسیه و جنگ در اوکراین، چین و ایران است.

اکنون با استفاده از جنگ در اوکراین، آمریکا فرصتی برای ضدحمله علیه روسیه، چین و حتی ایران می‌داند و احتمالاً در آینده نزدیک جنجال‌های گسترده‌ای با تمرکز بر مضرات حضور روسیه در این کشور آغاز خواهد شد. آسیای مرکزی.

بنابراین، با توجه به اینکه جنگ اوکراین با ورود نیروهای فرامنطقه ای به آن اهمیت ژئوپلیتیکی ویژه ای پیدا کرد و ابعاد نظامی جدیدی پیدا کرد، پیش بینی ها حاکی از سرایت این جنگ به سایر کشورهای منطقه از جمله آسیای مرکزی است. نظریه‌ای که غربی‌ها در صدد ترویج آن هستند و برخلاف تحلیل‌ها، احتمال آن را به عملکرد قدرت‌های فرامنطقه‌ای در این منطقه وابسته می‌دانند، زیرا خود عامل اصلی جنگ در اوکراین و ادامه آن هستند.

اگرچه کشورهای آسیای مرکزی که پس از سه دهه استقلال از اتحاد جماهیر شوروی، همچنان از نظر اقتصادی، فرهنگی و عاطفی به مسکو وابسته هستند و از سوی دیگر با سیاست درهای باز، تصور مبهمی نیز دارند. غرب، به استثنای قزاقستان، درگیری بین روسیه و اوکراین موضعی محتاطانه یا بی صدا دارد.

در چنین شرایطی است که روسیه بارها تلاش کرده است از حمایت متحدان نزدیک خود در آسیای مرکزی برای عملیات نظامی پیشگیرانه در اوکراین برای مقابله با ناتو حمایت کند و پوتین نیز بارها بر سیاست اختلاف بین این کشورها و روسیه تاکید کرده است. و با این وضعیت نمی توان به روسیه به عنوان عامل اصلی این جنگ یا دیگر جنگ های احتمالی در این نقطه از جهان نسبت داد.

با توجه به آنچه رخ داده است، تحلیلگران سیاسی منطقه معتقدند اگر مقامات و مقامات کشورهای آسیای مرکزی هوشمندانه در رابطه با حوادث منطقه و اهداف و سیاست های آمریکا عمل نکنند، سرنوشت کشورهایی از این قبیل خواهد بود. زیرا سوریه، افغانستان و اوکراین ممکن است منتظر آنها و منطقه باشند تا با یک بحران جدید مواجه شوند.

دیدگاهتان را بنویسید