بیگانگان به زمین حمله می کنند

15872 خبر اولیه

فیلم‌های علمی تخیلی به بیننده اجازه می‌دهند وارد دنیایی شود که هرگز تجربه نکرده است و چیزهایی را ببیند که ممکن است فقط در رویاها یا کابوس‌های خود تجربه کرده باشند. دینی شگفت انگیز و شگفت انگیز که هیچ حد و مرزی برای تجربه آنچه که فقط در دنیای رویاها می توان دید.

یکی از رایج ترین انواع در این ژانر برخورد انسان با بیگانگان است. موجودات فضایی که گاهی برای نسل بشر خطر ایجاد می کنند و گاهی برای کمک به نسل بشر می آیند. ماهیت این موجودات است که زمینه را برای ترکیب ژانر علمی تخیلی با ژانرهای دیگر فراهم می کند. به عنوان مثال، وقتی قرار است موجود فضایی برای شخصیت های فیلم یا برای کل بشریت خطرناک و کشنده به نظر برسد، فیلم به صورت ترکیبی از ژانرهای علمی تخیلی و ترسناک و علاوه بر عناصر خاص علم شکل می گیرد. ژانر داستانی، از عناصر ژانر وحشت نیز استفاده می کند. که در فیلم «پاسخ منفی» با چنین ترکیبی مواجه هستیم.

در سال 1998 در مقابل تماشاچیان استودیو در حالی که یک برنامه کمدی در حال پخش بود، یکی از شخصیت های این برنامه که یک شامپانزه بود پس از بهت زده شدن از صدای بالون به چند نفر از همکاران انسانی خود حمله کرد و بی رحمانه کشت. فقط یکی از بازیگران که یک بچه آسیایی است می تواند زیر میز پنهان شود و نجات پیدا کند…

درست از سکانس آغازین کارگردان با صحنه قتل پدر OJ، هیوود به شکلی کاملا غافلگیرکننده به بیننده اعلام می کند که قرار است وارد دنیایی بسیار متفاوت شود. و وقتی معلوم می شود که هیچکس حرف او و خواهرش را درباره وجود موجودی بیگانه باور نخواهد کرد، تنهایی او و خواهرش در مقابل این موجود ناشناخته خود به خود باعث ایجاد اضطراب و ترس می شود.

  وزیر کشور: صندوق دادگستری استان راه اندازی می شود

کارگردان برای تعمیق دلهره ناشی از تنهایی و تاریکی موجود بیگانه، بخش قابل توجهی از فیلم را در شب فیلمبرداری کرد تا اضطراب مواجهه با حقیقت درباره این موجود ناشناخته در بیننده پایدارتر شود.

با تمام جذابیت های بصری و فنی فیلم، دو مشکل عمده فیلم یعنی پاسخ منفی باعث شده جذابیت فیلم کاهش پیدا کند.

اول، روند بسیار بسیار کند فیلم. تقریباً در نیمه های فیلم، کارگردان چینی را معرفی می کند. اگرچه سعی دارد مفاهیم استعاری فیلم را برای بیننده آشکار کند، اما کندی فیلم واقعا کسل کننده است و قطعا تا اواسط فیلم بینندگان زیادی را از دست خواهد داد.

شکل دوم فیلم داستان آن است. کارگردان آنقدر سرگرم کنایه، استعاره و نمادهای اجتماعی است که انگار فراموش کرده است که همه این مسائل باید در ساختاری منظم و دقیق ارائه شود. شخصیت ها، اهداف و درگیری ها اساساً در فیلم گنگ و نامفهوم هستند. هیچ تکاملی در هیچ شخصیتی دیده نمی شود. مثلا در او جی هیوود به عنوان شخصیت اصلی فیلم با همه اتفاقات وحشتناک و عجیبی که در فیلم می افتد دیده نمی شود. همین موضوع به تنهایی تضاد بین آنها و هدف اصلی را بسیار مبهم کرد.

در واقع کارگردان ابتدا باید به بیننده توضیح دهد که هر یک از این شخصیت ها، روابط و حتی نماها چه نمادی دارند تا بیننده با فیلم ارتباط دلخواه برقرار کند. که ضربه بسیار جدی به فیلم است. چرا که یک فیلم ابتدا باید مخاطب را جذب کند و سپس مضامین را به مخاطب القا کند.

  خرید پوشاک مردانه ارزان و با کیفیت: پوشاک کده

پایان/

دیدگاهتان را بنویسید