دو بزرگوار انقلاب اسلامی در پاسداری از مرزهای اعتقادی و امنیت مردم/ رسایی: هر دو بارها نشان داده بودند که قادر به انجام وظایف خود هستند/ دشمنان مشترک که نشان دهنده هدف مشترک آیت الله بود. مصباح و حاج قاسم

گروه سیاسی رجانیوز: ژانویه همیشه یادآور رویدادهای مختلف بوده است. اتفاقاتی که ریشه در تاریخ دارد و به طور غیرقابل کنترلی هر انسانی را با خود می برد. اتفاقاتی که تجربیات زیادی را به همراه می آورد که فقط غم و اندوه را نشان می دهد. از شهادت امیرکبیر و نواب صفوی تا قیام مردم قم در سال 56 و پاسخ خونینی که داده شد نشان از تلخی و غم توأم با سرمای کشنده زمستان دارد. دو نقطه داغی که همه را ترساند. دو عذابی که مردمی را یتیم کرد و اشک های بی پایانشان را به ارمغان آورد. دو مصیبتی که رهبر انقلاب را تنها گذاشت و او را از دو دوست قدیمی خود محروم کرد. و سرانجام دو داغی که علامه مصباح یزدی و حاج قاسم سلیمانی را به لقاء الله فرستادند. همان دو نفری که برای حفظ مردم سینه های خود را محکم کردند و در مقابل دشمن ایستادند. کسانی که هر کدام در حوزه ای جداگانه به یاری هدایت شتافتند، یکی در حوزه اندیشه و اندیشه و دیگری در عرصه جنگ و جهاد؛ همان افرادی که آماج اکاذیب رسانه های بیگانه و پیروان داخلی آنها قرار گرفتند و از آبرو و حیثیت خود برای حفظ مردم و انقلاب اسلامی استفاده کردند. اینها کسانی هستند که باید ساعت ها صحبت کنند و از سخنرانی ها و تلاش هایشان برای این ملت و این انقلاب کتاب بنویسند. زیرا جان خود را در مسیر این انقلاب گذاشتند تا مؤمنان از حملات پیگیر دشمنان داخلی و خارجی در امان باشند و احساس امنیت و آرامش کنند.

به همین دلیل رجانیوز به سراغ خجت الاسلام حمید رسایی، نماینده سابق مردم تهران در مجلس و مدیرمسئول هفته نامه رفت. 9 روز به بررسی شخصیت و ظاهر این دو بزرگوار رفته است.

آقای رسایی از اینکه در آستانه سالگرد رحلت آیت الله مصباح یزدی و شهادت حاج قاسم سلیمانی وقت خود را در اختیار ما قرار دادید بسیار سپاسگزاریم.

خدا را شاکرم که این فرصت نصیب من شد تا بتوانم درباره این دو شخصیت برجسته و تاثیرگذار انقلاب اسلامی صحبت کنم.

از کی و تا چه حد با این عزیزان آشنا شدید؟

آشنایی من با هر دو بزرگوار به ابتدای دوران دانشجویی برمی گردد. در سال 64 پس از آشنایی با یک طلبه برادر از جبهه های دفاع مقدس وارد حوزه علمیه قم شدم و در مدرسه کرمانی قم مشغول به تحصیل شدم. شاگردان این مدرسه بیشتر سکاندار بودند. بر همین اساس از آن تاریخ به بعد با شاگردان رزمنده کرمانی دوست شدیم و گاهی در گروهان آنها حضور داشتم یا وقتی به جبهه می رفتم به لشکر طرالله می رفتم و دوستانی داشتیم یا زمانی که حاج قاسم را ملاقات می کردم. با شاگردان رزمنده کرمانی و در عین حال با شخصیت حاج قاسم آشنا شد. بعدها که نماینده مردم شدم در مجالس عمومی و یا مراسم مختلف فرصت ملاقات با ایشان را داشتم و گاهی به خاطر مواضع ما در دفاع از ولایت به ایشان لطف می کردند.

  افزایش 80 درصدی صادرات به کشورهای عضو اکو

من از همان ابتدای تحصیل با آیت الله مصبا مأنوس بودم، اما از سال 1357 و پس از حوادث آن سال و حصر طلاب قم در مسجد اعظم، این ارتباط بسیار نزدیک شد و هر سال بیشتر از سال قبل شد. سال و تا پایان عمر پر برکت ایشان ادامه یافت. برای من شخصیت آیت الله مصباح بزرگترین نعمت در زندگی سیاسی ام بود.

از دید شما این دو شخصیت چه ویژگی هایی داشتند؟

شباهت های زیادی بین آیت الله مصباح و حاج قاسم سلیمانی وجود داشت. حاج قاسم سلیمانی را آیت الله مصباح در حوزه مقاومت و امنیت و آیت الله مصباح را در نقش حاج قاسم سلیمانی در عرصه جنگ تهاجمی و برخورد با شبهات دیدم…

دیدگاه جالبی است، به عبارتی هر کدام در حوزه کاری خود نقش یک فرمانده را بازی می کردند…

گفتم این دو مورد علاقه شباهت های زیادی با هم داشتند. دو ابرمرد انقلاب اسلامی در پاسداری از مرزهای اعتقادی و امنیت مردم.

مانند چه شباهت هایی، مثال هایی را ذکر کنید.

با هر دو، به نوعی، بارزترین اشتراک، امنیت مرزها بود. یکی پاسدار مرزهای جغرافیایی ایران و جهان اسلام بود، دیگری پاسدار عقاید در برابر شبهات و انحرافات و التقاط. حاج قاسم در دو سه دهه گذشته نماد مرزبانی امنیت مردم و ایران اسلامی و پاسداری از حریم جمهوری اسلامی بود و علامه مصباح یزدی مشهورترین نماد پاسداری بود. مرزهای اندیشه و اندیشه ناب اسلامی و حفظ مردم از سیل شبهات و هجمه های فکری ایمان دشمنان اسلام و انقلاب در دو سه دهه اخیر شناخته شده است.

  هشدار نسبت به هرج و مرج انتخاباتی در آمریکا

نکته کلی این ویژگی امنیت مرزها کجا بود؟

هر دو دستان ولی بر حق در منطقه بودند، شهید سلیمانی دست مقتدر و مقتدر رهبر انقلاب و ولی برحق در تحقق اهداف انقلاب اسلامی در منطقه و جهان بود. وی با جهاد عملی خود در میدان نبرد عامل گسترش فقه در اعمال سیاست دفاعی یا دیپلماسی در منطقه شد و آیت الله مصباح نیز با جهاد خود باعث گسترش و نشر افکار رهبر انقلاب شد. تبیین در حوزه اندیشه سیاسی و دفاع قدرتمند و متفکرانه وی از فقه، در بخشی از حوزه و در میان بسیاری از جوانان انقلابی به حوزه و دانشگاه تبدیل شد.

این دو شخصیت چه ویژگی های اخلاقی داشتند؟

زندگی هر دوی آنها در میدان نبرد با دشمن سرشار از ایثار و از خودگذشتگی بود، به طوری که سردار شهید 40 سال جان خود را در دست داشت و در بیابان ها و زیر گلوله و ترکش بود و سرانجام جان خود را فدای این راه کرد. مرحوم آیت الله مصباح حداقل در پنج دهه زندگی خود، قبل و بعد از انقلاب، آبروی خود را در کف دست گرفتند و در مقابل جریان التقاطی ایستادند و زیر بار انواع اتهامات قرار گرفتند، اما کردند. شکست نخورد هر دو چهره سرشناس بارها نشان داده بودند که وظایف خود را به خوبی انجام می دهند و از این رو اتهامات متهم تاثیری بر آنها نداشته است.

وقتی نگاه می کنیم، مشخص می شود که دامنه حریفان آنها همپوشانی دارد، چرا؟

دلیلش مشخص است! وقتی هدفشان یکی بود، معیارهایشان برگرفته از مبانی فکری ائمه انقلاب بود، طبیعی بود که دشمن مشترکی داشته باشند. همانطور که رسانه های خارجی آنها را نابود کردند، دنبال کنندگان بومی آنها نیز نابود شدند. رسانه های خارجی حاج قاسم را تروریسم و ​​آیت الله مصبا را تئورسین خوش وانت خواندند. به حاج قاسم می گفتند قاتل، آیت الله مصباح را قاتل! دنباله های داخلی آنها نیز همینطور بود. حاج قاسم از توهین، تهمت و تحریف منافقین داخلی در امان نبود، گاهی از او به عنوان سرباز پای سیاست آمریکا در سوریه یاد می شود و گاهی به عنوان مذاکره کننده معرفی می شود.

  سخنان جدید عبدالکریم سروش درباره امام خمینی

به نظر شما مردم کشور ما چگونه می توانند قدر چنین قهرمانانی را بدانند؟

طبیعی است که توده های مردم نسبت به چیزی که لمس می کنند واکنش بیشتری نشان دهند. به همین دلیل بعد از ظهور کرونا شاهد این موضوع بودیم مدافعان سلامت در نظر مردم آنها بیش از گذشته مورد احترام بودند. البته حامیان امنیتی حتی بعد از ظهور داعش هم اهمیت زیادی پیدا کردند. فراموش نمی کنم که در سال های اول حضور نیروهای ما در سوریه و عراق که کشته شدند تا در بین مردم منعکس نشود که در خارج از ایران درگیری داریم، در مراسم آنها اعلام نشد که کجا شکنجه شدند، در عوض گفتند شکنجه در مأموریت! یعنی این شهدا تا این حد با مظلومیت تشییع شدند و من معتقدم تشییع پرشور حاج قاسم سلیمانی با چند ده میلیونی در واقع تدفین شهدای مدافع حرم بود که به ناحق تشییع شدند. بنابراین شهدای حافظ امنیت نیز برای مردم ملموس است و محترم و حاج قاسم سلیمانی شهید حافظ امنیت بودند. اما فراتر از این دو طیف حامیان سلامت و حامیان امنیت، ما مدافعان ایمان ما همچنین وظیفه آنها دفاع از التقاط فکری و معرفتی است. به شبهات می پردازند و گاه نقش عمار را در روشنگری جامعه، بصیرت افزایی و تبیین مردم بازی می کنند. آیت الله مصباح از فرماندهان مدافع دین بود.

همه این مدافعان در جای خود نقش دارند…

بله، هر کدام در نقش خود تأثیر زیادی دارند، اما از نظر رتبه، اگر مدافع دین نباشند، مدافعان امنیت و سلامت توسعه پیدا نمی‌کنند. کسانی که در جریان بیماری های واگیردار و گسترده جان خود را از دست می دهند یا کسانی که در برابر حملات نظامی مورد اصابت ترکش قرار می گیرند و مجروح می شوند این کار را بر اساس ایمان انجام می دهند. چه کسی باید در برابر شبهات عقیدتی و فکری و فکری مقاومت و مبارزه کند و اجازه ورود شک را ندهد؟ مدافعان عقیده این وظیفه را دارند و این وظیفه مهمی است.

بخاطر وقتی که گذاشتید خیلی منون.

* عاقبت حاج قاسم و آیت الله مصباح نصیب ما شود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید