مداحی سید مثل رفتن به جلوی فیس بوک بود

دی ماه ویژه ترین و مهم ترین ماه سال برای شهید معتبی علمدار بود. شهید علمدار متولد 10 دی ماه 1349 بود و در 10 دی ماه 1378 بر اثر شدت جراحات جان باخت و در دی ماه جانباز شد و در همان ماه ازدواج کرد و در دی ماه یک فرزند دختر به دنیا آورد. بزرگ ترین اتفاقات زندگی این شهید بزرگوار در آذرماه رخ داد. زندگی و به ویژه فعالیت های فرهنگی این شهید را در نظر بگیریم.

به گزارش رجانیوس به نقل از روزنامه جوان، دی ماه ویژه ترین و مهم ترین ماه سال برای شهید مجتبی علمدار بود. شهید علمدار متولد 10 دی ماه 1349 بود و در 10 دی ماه 1378 بر اثر شدت جراحات جان باخت و در دی ماه جانباز شد و در همان ماه ازدواج کرد و در دی ماه یک فرزند دختر به دنیا آورد. بزرگ ترین اتفاقات زندگی این شهید بزرگوار در آذرماه رخ داد. زندگی و به ویژه فعالیت های فرهنگی این شهید را در نظر بگیریم.

همراهی یتیمان

سید مجتبی 17 ساله بود که وارد بسیج شد و سپس از گردان مسلمین به کردستان، اهواز و هفت نوار به فرماندهی سلمان منتقل شد. شهید علمدار در عملیات های کربلای 1، کربلای 5، کربلای 8 و 10، والفجر 8 و والفجر 10 چندین بار مجروح شد و در دوران دفاع مقدس بر اثر جراحات مختلف به طحال و به دلیل عصبی و میکروبی بخشی از روده خود را از دست داد. میگرن در گلو تقریبا هر سال از ابتدای زمستان به شدت بیمار می شود.

  استراتژی فشار مثلثی غرب در مذاکرات وین

مازندرانی ها سید را با کارهای فرهنگی و مداحی های او می شناسند. کارهای فرهنگی زیادی انجام می دهد. می گفت وقتی جذب سپاه شدم چهار سال حقوقم را به جبهه و جنگ تقدیم کردم و مجانی کار کردم. اگر پول می خواست می رفت کار دیگری می کرد و پول در می آورد.

شهید علمدار بچه های مطلقه و یتیم را دسته دسته جمع می کرد و صبح ها برای فراگیری معارف قرآن به حسینی ارشاد و سایر مساجد می برد. قرآن تلاوت می کردند و برایشان گروه تواشیح و تلاوت تشکیل می دادند. او برای چند نفر از آنها کار پیدا کرد.

خیلی از آنها عقب بود. به تعدادی از این بچه ها پول داد. دیگران به این کار سید اعتراض کرده اند، چرا این کار را می کنی؟ او هم پاسخ داد که اینقدر نمی فهمی. پسری که تو خیابون پف کرده و پول نداره چیکار کنه؟ می گفت این کار را می کنم تا بچه ها به فکر دزدی نباشند، این پول را می دهم و سرم را با قرآن و کارهای فرهنگی گرم می کنم تا کمتر سراغ کارهای دیگر برود.

کرامت در مدح

شهید علمدار معتقد بود کسی که در راه اهل بیت (ع) است مشکلی ندارد اما کسی که در آن راه نیست اگر به مجلس اهل بیت بیاید و بنشیند و شما قدر آن را ندانید. می رود و دیگر برنمی گردد، اما وقتی می گیرد، اینطور جذبش کرده ای… برنامه هیئت سعید با سه چهار نفر شروع شد، اما بعد به 300، 400 جوان عاشق اهل بیت رسید. بیت که همه حاصل خضوع و حیا و اخلاص سید است.

  حمله به خانه یکی از رهبران خیزش مردمی در بغداد

وقتی سید مداحی می کرد، وزن و منزلت خاصی داشت و برای مداحی پولی دریافت نمی کرد; گفت اگر پول مداحی گرفتم چگونه بگویم روز قیامت برای تو خواندم؟ می گویند می خوانی، جایزه می گیری! من اصلا ائمه را با پول مقایسه نمی کنم!

او نمازهای دسته جمعی را در خیابان برگزار کرد. مراسمی در پارک برگزار شد. ابتدا در جلسه با دعا و تمجید و ثواب از خود شروع کرد. او معتقد بود که اکنون فعالیت های فرهنگی سرلوحه کار است و نباید از این کودکان غافل شد. خود را وقف فعالیت های فرهنگی کرد.

سید هم دچار حمله عصبی و اثر موجی شد. وقتی مریض می شد روی فرش می رفت. بالشی را جلوی صورتش گذاشت و مقداری مسکن گرفت و جیغ کشید و بیهوش شد. گاهی شروع به جیغ زدن می کرد. زنش گفت: «آقا چرا داد میزنی؟» به خدا گفت سرم خیلی درد می کند. اگر فریاد نزنم، نمی توانم استراحت کنم. باید.

سرانجام سید معتبی در اوایل دی ماه 1378 به دلیل جراحات شیمیایی در بخش «ایزوله» بیمارستان بستری شد.

دیدگاهتان را بنویسید