مشکل در همین کلمه «کارفرما» است!

15317 خبر اولیه

روش سه عاملی کارفرما، مشاور و پیمانکار در اجرای پروژه های عمرانی به عنوان روش کلی تخصصی سازی هر یک از ارکان از دیرباز در ایران رایج بوده است. این روش برگرفته از همان دیدگاهی است که در بسیاری از کشورها سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه برای اداره ایالت ها از یکدیگر جدا شده اند. اگرچه نوع و درجه تفکیک در کشورهای مختلف جهان دارای نقاط قوت و ضعف است، اما هدف کلی آن این است که به شهروندان اعتماد به نفس لازم برای دستیابی به حقوق خود را از طریق تفکیک مسئولیت ها بدهد. بنابراین نوع تقسیم بندی، تنظیم اختیارات و جایگاه هر یک از این نیروها در نتیجه نهایی بسیار مهم است.

با این مقدمه، اگر بخواهیم نگاهی به وضعیت فعلی نهادهایی که در ابتدا به آنها اشاره شد، بیاندازیم، می توان به ریشه یابی برخی بحران ها در پروژه های اجرایی کشور در حوزه ساخت و ساز و به ویژه کیفیت شهرها پرداخت. اولین گام این است که در اجرای پروژه های ساختمانی اصل یا هدف روش سه عاملی را فراموش نکنید. در مدیریت کشورها هدف اصلی حقوق شهروندی است و در روش سه عاملی هدف نهایی کیفیت نهایی پروژه هاست. اما در این بین تذکری نیز لازم است و آن این است که برخلاف اینکه هدف را اجرای پروژه می دانیم، در نگاه کلان در سطح ملی، صرفاً تکمیل یک پروژه نیست. پروژه ای که افتخارآمیز محسوب می شود اما کیفیت آن و همچنین جایگاه پروژه ها در برنامه های آتی کشور این مهم است. به عنوان مثال در ایران کنونی به طور ضمنی بیان یا ضمنی بیان می شود که راه سازی و انبوه سازی مسکن خوب است و دستاورد محسوب می شود، اما آیا کیفیت راه سازی به گونه ای است که بتواند سال ها خدمات ارائه کند یا چه مشکلاتی می تواند انبوه سازی کند. داشتن مسکن با روش هایی که در گذشته تجربه کرده ایم و افزایش نامتناسب میل به شهرنشینی، سوالاتی هستند که به نظر نمی رسد از قبل تدوین شده باشند. شاهد این مدعا این است که در ایران وزارتخانه هایی مانند راه و شهرسازی، تکمیل پروژه را هدف خود می دانند.

  محموله 100 کیلوگرمی زعفران قاچاق به مقصد نرسید

تا به حال دو نکته مهم برای ما روشن شده است، یکی اهمیت اعتدال در اختیارات کارفرما، مشاور و پیمانکار و دیگری هدف گذاری دقیق پروژه ها. پس در این مسیر هر سه رکن در اجرای پروژه های عمرانی (کارفرما، مشاور و پیمانکار) باید به نوعی جایگاه و وظیفه خود را برای پیشبرد پروژه ها برای حفظ حقوق مردم بدانند، اما آیا وضعیت فعلی اینگونه است؟

به جرات می توان گفت که با وضعیت ایده آل فاصله داریم. اما برای رسیدن به وضعیت مطلوب از کجا شروع کنیم؟ اگر به این سه کلمه کارفرما، مشاور و پیمانکار توجه کنیم و وضعیت موجود را در نظر بگیریم، متوجه می شویم که فکر می کنیم رکن اول جایگاه بالاتری نسبت به بقیه دارد، زیرا هم کار و هم دستور را به آن واگذار کرده ایم. یک ستون .. خطر از این رو این است که هم قدرت مالی و هم تعریف شغلی و راه اندازی می تواند سیستمی ایجاد کند که بر دو رکن دیگر تأثیر بگذارد. مشاور به عنوان نیروی متخصص در برنامه ریزی و نظارت بر کیفیت اجرا و پیمانکار به عنوان نیروی فیزیکی اجرای برنامه. چنین اتفاقی را شاید در هیچ کجای دنیا نتوان دید، به ویژه در کشورهایی که حکومت مردم را در دستور کار قرار داده اند. زیرا رکن اول نه کارفرما نامیده می شود و نه مقامی دارد که بتواند آن را اداره کند.

برای مثال در کشورهای انگلیسی زبان این عنصر با کلمه Client خطاب می شود. این واژه به معنای بهره مندی این عنصر از دانش تخصصی دیگران به حدی است که اگر به ریشه شناسی این واژه مراجعه کنیم، معنایی مربوط به شنیدن و اطاعت دارد. در واقع رکن اول کلمه را طوری خطاب می کند که انگار گوش به فرمان است نه کارفرما! حال اگر به وضعیت کنونی دستگاه های اجرایی ایران و وضعیت این سه رکن دقت کنیم، خواهیم دید که این اولین خشتی است که جایگاه نهادهای حاکمیتی و دستگاه های اجرایی را به گونه ای نامتعادل کرده است. جایگاه تخصص در دو ستون دیگر تضعیف شده و این دیوار کج نقوش ایران این است که تا تغییراتی در این روش ایجاد نشود حتی ثریا نیز کج خواهد بود.

  کاهش وزن در کوتاه مدت چه عوارضی دارد؟

پایان/

دیدگاهتان را بنویسید