نئولیبرالیسم چیست و (به عبارت ساده) چه می گوید؟

12762 خبر اولیه

حداقل در مجارستان، نئولیبرالیسم به یک توهین آکادمیک تبدیل شده و مدام در نقد برخی سیاست ها و تصمیمات تکرار می شود، اما معنای آن چندان روشن نیست. در این یادداشت سعی می‌کنم معنای روشنی به این مفهوم بدهم و ثانیاً ارزیابی کنم که آیا این سیاست‌های ادعایی نئولیبرال هستند یا خیر. و اگر چنین است، آیا منطق نظری و ایدئولوژیک وجود دارد یا نتیجه اجتناب ناپذیر شرایط کنونی کشور است؟

همانطور که از مفهوم نئولیبرالیسم مشخص است، این مفهوم نوعی بازتولید و بازسازی مفهوم لیبرالیسم است که بنا به دلایلی باید بازتولید و بازسازی شود. پس بهتر است در ابتدا درک روشنی از لیبرالیسم داشته باشیم.

هسته اصلی لیبرالیسم فردگرایی یا فردگرایی در انسان است. در واقع «فردیت انسان» به قدری واقعی و واقعی است که هیچ مرجع دیگری اعم از خدا و دین، جامعه، حکومت و دیگران نمی تواند جایگزین آن شود. فردگرایی همه چیز و همه را سلب مجوز می کند.

نتیجه این هستی شناسی حداکثر آزادی انسان است. زیرا اکنون که قدرت در همه امور متعلق به خود انسان است، باید حداکثر آزادی را برای پیگیری خواسته ها و خواسته های خود داشته باشد. او باید حداکثر آزادی را در انتخاب خیر زندگی خود داشته باشد و مانع از دستیابی به آن نشود.

اصالت انسان به حداکثر آزادی او می انجامد و برای رسیدن به آزادی یا باید موانع را از بین برد یا به شدت محدود کرد. یکی از مهمترین موانع تحقق آزادی حداکثری انسان، نهاد حکومت است که باید متناسب با حداکثر آزادی فرد انسان محدود شود. به عنوان یک دولت در لیبرالیسم، شر ضروری تلقی می شود.

  «انباشت ده ها هزار خودرو آماده تحویل» ترفند خودروسازان برای ملتهب شدن قیمت ها در بازار خودرو!

در لیبرالیسم دومین محدودیت برای حداکثر آزادی افراد، آزادی دیگران است. شما آزادید که هر نظام ارزشی و زندگی مطلوبی را که می خواهید دنبال کنید، به شرطی که آزادی دیگران را مداخله یا نقض نکنید. در واقع تنها محدودیت آزادی خود آزادی است.

بر خلاف تصور، لیبرالیسم یک شکل و منطق نیست، بلکه در خانواده لیبرالیسم گرایش های متفاوت و گاه متناقضی وجود دارد. یکی از تفاوت های آنها تفاوت در تعبیر محدودیت نهاد حکومت است.

لیبرال های لیبرتارین مانند نوزیک تنها درجه مداخله مشروع دولت را تضمین قراردادهای بین افراد و جلوگیری از کلاهبرداری، سرقت و غیره و حفاظت از دولت به حداقل می دانند. از سوی دیگر، لیبرال هایی هستند که دامنه مداخله دولت را تا حدی گسترش می دهند که نیازهای اساسی مردم از جمله تغذیه، آموزش، مراقبت های بهداشتی و غیره را برآورده می کنند. اینها شامل دولت های رفاه لیبرال مانند مدل کینزی و سیستم های اجتماعی دموکراتیک با ابزارهای تولید خصوصی بزرگ مانند رالز می شود.

قبل از بحران اقتصادی 1929-1933، نوعی از لیبرالیسم به نام لیبرالیسم کلاسیک نسخه غالب دو گرایش لیبرالیسم بود. نه حکومت آزادی خواه حداقلی که در آن دولت تنها نگهبان شب بود و نه نسخه دولت رفاه یا روتینی که برخی تعهدات خارج از امنیت دولت را تحمیل می کند. به عنوان مثال، به گفته اسمیت، آموزش عمومی بخشی از تعهدات دولت است.

در آن زمان، در نیمه اول قرن بیستم، دو تغییر در حوزه حکمرانی لیبرال رخ داد. یکی از جهت گیری های واقعیت عینی، مانند رکود 1929 تا 1933، که موقعیت بحرانی را برای لیبرالیسم کلاسیک ایجاد کرد، رشد فزاینده چپ، آنچنان دقیق و چالش برانگیز برای لیبرالیسم در جهان، با دخالت حداکثری دولت. در مورد ترجیحات بود. مفهوم آزادی به نام آزادی مثبت بر آزادی منفی.

  توزیع 100000 تن برنج وارداتی در سراسر کشور

پایان /

دیدگاهتان را بنویسید